دختر کوچولوی من

معجزه قشنگ خدا واسه زندگی مامان و بابایی

             

 

   خدایا، دخترم همه زندگی منه.

دختر کوچولوی منو در پناه خودت نگهدار.

نوروز 97

پنجمین بهاری که فروزان با چشمهای قشنگش دیده و البته اولین سالیه که اصرار داره خودش به تنهایی از مهمون پذیرایی کنه اولین سالیه که دلش عیدی میخواد و فهمیده عیدی گرفتن چقدر خوشمزه است امسال دیگه هفت سینو نخورده و سالم مونده امسال کلی داستان داشتیم واسه لباس نو پوشیدنش خلاصه نوروز متفاوتی رو تجربه کردیم   گردش های فروزان در شهر گرگان     ...
12 ارديبهشت 1397

فروزان جونم 4 ساله شد

تولد، واژه ای پر از شور و شادی مخصوصا اینکه ی دختر 4 ساله داشته باشی و تموم شادیش فوت کردن شمع روی کیک تولدش و درخشیدنش توی لباس تور و پفی تولد؛ انتظار گرفتن کادو و چرخش دستاش با آهنگ تولد تولد تولدت مبارک   تولدت مبارک عروسک قشنگم تولد فروزان گلی توی مهدشون   تولد کوچک ما در خونه       ...
3 بهمن 1396

یلدای 96

اوایل شب.....خونه دایی جون و سه تا کوچولوی دوست داشتنی مون بعد از شام همگی رفتیم خونه باباجی شون ولی عکس خوبی نداشتم از شما که بذارم   ...
19 دی 1396

بازی های فروزان

این ی بازی روزانه فروزانه تقریبا هر روز از این مدل بازیها انجام میده عروسک هاش و مهد عروسک هاش و مدرسه عروسکهاش و عروسی عروسکهاش و مامان بازی و......     اینجا عروسکها خوابیدن!!! من عاشق اون پتوهایی شدم که روی عروسک هاش کشیده بعد رختخواب ها مرتب شدن حالا همه مرتب میشینن که عروس خانم بیاد... و اینم عروس فروزان جون...( هدیه دایی علی و زندایی جون بوده)     و حالا مهد بازی.... همه عروسکهاشو به صف کرده و براشون کتاب میخونه اینقدر متمرکز روی کتاب...
8 مرداد 1396

روزت مبارک دختر قشنگم

تقدیم به بهترین دختر دنیا و امید حیات من با آرزوی بهترین و برترین ها برای فرشته زندگیم …   دخترم روزت مبارک     جشن کوچک ما برای فروزان عزیزم           پازل کتابی و شلوار هم هدیه من و بابایی واسه عروسکمون آرزوی بهترینها برای دختر مهربون من...       ...
5 مرداد 1396

دختر کوچولوی سه و نیم ساله من

دخترکوچولوی من داره بزرگ میشه خودش دست و صورتشو میشوره وقتی حموم میره و سر و صورتشو میشوریم دیگه گریه نمیکنه خودش به دستشویی میره ( خودش چند روز میره ولی دوباره ترس از افتادن میاد و باید دستشو بگیری) و ما تصمیم گرفتیم تشویقش کنیم   دخترم سه و نیم ساله شده   ***چند روز قبل میگفت :مامان چرا برای من ی جشن نمیگیری*** و اینها دلیلی شد برای ی جشن کوچولو ی کیک خوشمزه پختم و براش کتاب، که خیلی دوست داره هدیه گرفتم. ی مهمون کوچولو هم داشتیم. فروزان خیلی خوشحال شد. همش میگه تولدمه!           دختر قشنگ...
4 مرداد 1396

سفر به شمال..تیر 96

  جاده جنگلی کیاسر   منطقه گردشگری نمک آبرود  تلکابین، تجربه خیلی خوبی بود برات...     دریا....    به قول فروزان دَیرا اولین ساحلی که رفتیم میترسیدی و همش دست ما رو میگرفتی اما کم کم رفتی توی آب..کار به جایی رسید که اصلا از آب بیرون نمیومدی و همش دلت آب بازی و شن بازی میخواست خیلی بهت خوش گذشت و خاطره خیلی خوبی برات به جا موند   مکان استراحتمون در آستانه اشرفیه.... خونه ای با ی حیاط با صفا     ماسوله، که واقعا دیدنی و عالی بود ...
22 تير 1396

بهارسبز دخملی.... 96

همچنان دنبال کشف دنیای پیرامونی... همش به فکر بازی و البته هم بازی...دوست داری یه نفر باشه و باهاش بازی کنی....خیلی وقتها خودت به تنهایی بازی میکنی ولی گاهی میخوای هم بازیت مامان باشه و جدیدا هم ی آبجی میخوای   جایی که میریم یا کسی رو میبینی حتی از نزدیکترین افراد خونواده هم که باشه اولش خجالت میکشی و خیلی وقتها هم ناز میکنی...اما یخت که آب شه دیگه نگووووووووو   همچنان خجالت میکشی سلام کنی ولی گاهی یخت آب شده میمونه و بازار میریم به همه فروشنده ها بلند سلام میکنی...   همچنان عاشق لگو و کتاب خوندنی و البته پارک و بستنی...   خیلی سعی میکنی به ترست از چیزهای مختلف غلبه کنی..دیگه از...
22 تير 1396

فروزان در نوروز 96

بهار زندگیم؛ روزهایم بهاریست وقتی تو باشی......   وقتی آرام با عروسکهات بازی میکنی... وقتی حرفها و کلمات جدید ازت میشنوم وقتی از سروکولم بالا میری و من خسته نگات میکنم روزهایی که دنبال بهونه میگردی واسه بیقراری... روزهایی که میشی همدم تنهایی هام حتی روزهایی که کلافه میشم و دنبال ی ساعت استراحت میگردم بازم میگم خدایا شکرت که هستی.............   فروزان و سفره هفت سین.....امسال کلی ذوق داشت واسه چیدن هفت سین...و مدام در حال جابه جا کردن وسایل روی میز بود وقتی ازش میخوای ی ژست خوب بگیره .. داریم میریم عید دیدنی.....چقدر امسال ذوق میکرد از مهمو...
22 فروردين 1396

زمستان سرد 95

فروزانم؛ توی روزهای سرد زمستونی خونه ما با وجود تو پر از حرارت و گرمیه......همیشه باش علاقه فروزان به نمازخوندن.... فروزان و کتابهایی که این روزها و شبها بار ها و بارها براش خونده میشه....خودش همه شعرهاشو حفظه و صفحاتو باز میکنه و میخونه ی روز برفی و زیبا.. علاقه زیاد فروزان به دستگاه های عابر بانک.....هر جا که میبینه وامیسته و میگه کار دارم!!! داشتیم میرفتیم سمت گرگان که اینجا فروزان دنبال ردپاهایی که روی برفها جا مونده میگرده.. اینجا هم داره واسه حیوونای جنگل غذا میریزه تا بیان و پیدا کنن و بخورن فروزان و شیرین کاریهاش علاقه زیادی به برچسب داره و ی کار تشویقی و...
28 اسفند 1395