فروزان کوچولوی منفروزان کوچولوی من، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 20 روز سن داره

دختر کوچولوی من

حسادت مادرانه

1392/7/2 19:01
نویسنده : مامان نرگس
258 بازدید
اشتراک گذاری

گل من، امروز صبح موقع صبحونه آویزون بابای شدم. بابایی میگفت حال ندارم آویزونم نشو .

منم گفتم باید عادت کنی که خیلی وقتها حال نداشته باشی و یکی آویزونت بشه.

لبخند معنا داری زد و هیچی نگفت متفکر

ولی چشماش یه برقی زد و حتما ته دلش میگفت خوب اون فرق میکنه ... دخترمه قلب

و من به جای بابایی اینو به زبون آوردم و خودشم تایید کرد که بله نینی با مامان نینی فرق

میکنه. دخترم حال بدمو خوب میکنه. مامان دخترم که نه...............

 

میبینی بابای رو .............ابرو


و من به وجود نازنینت یه کم حسودیم شد قهر

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان زری
2 مهر 92 22:27
بله دیگه نرگس جون باید از الان عادت کنی
نمیدونی چه وروجکایی هستن این دخترها


قربون همه دخترا برم که من عاشقشونممممممممم
به نام پدر
3 مهر 92 23:09
خوب دیگه داره شروع میشه تنش وکار من سختر که بایددل هر دو طرفو به دست بیاریم که مطمئنا جلب نظر مامان نی نی
سختره چون داره سهمشون از بابای نی نی کم میشه







مامان نینی مطمئنه که جاش محفوظه تو قلب بابای نینی
مامان اهورا
7 مهر 92 10:11

مامان بزرگم که یه خانم مسن و قدیمیه همیشه میگه دخترا هووی مامان شونن!!!
من همیشه به این حرف می خندیدم...ولی حالا می بینم که ...یه مامانی داره به دخترش حسودی میکنه!!!
ولی بین خودمون بمونه.ما مامانا وقتی میبینیم همسرمون بچه مون و خیلی دوست داره ته دلمون عروسیه!!!!!!!!!!مگه نه؟؟!!!


اره مامان اهورا این یه شوخی بود با دخترم
من عاشقشم.....
همیشه سر دوست داشتن با شوهرم کری میخونم. اینم یه نمونش بود
مهسا مامان نلی
1 آبان 92 15:15
عریرم میبینی واقعا چه حس بدیه.البته اولش ی کم برات پر رنگتره اما اروم اروم عادی میشه و حتی از این علاقه ای که بین دوتا عشق زندگیت هست کلی هم ذوق زده میشی


اره عزیزم... من الانشم وقتی میبینم همسرم اینقده دخترمو دوست دارم دلم غش میره